جاده ی فرعی
افزوده می شود
بر درختان

خسرو سلیمانی هایکو 1

مگسِ پاییزی
اکنون نیز
حریفی قابل

خسرو سلیمانی هایکو 2

دیگر مزاحم نیست
دُم بچه گُربه
عضوی مفید

خسرو سلیمانی هایکو 3

رُفتن برگ
به جان چسبیده
اندیشه

خسرو سلیمانی هایکو 4

آنچه می سرایم
چنین نیست
ماه کامل

خسرو سلیمانی هایکو 5

سگ
در سایه ی نخل
بدان سو می روم

خسرو سلیمانی هایکو 6

کوره راه جنگلی
من نیز
سازنده ی آن

خسرو سلیمانی هایکو 7

امشب نیز
ماه پاییزی
به ولگردی

خسرو سلیمانی هایکو 8

اسب
بر پشتش
هرگاه گردش گری

خسرو سلیمانی هایکو 9

نه من نه پشه
هیچکدام
اهل مُماشات

خسرو سلیمانی هایکو 10

ریز گلی سفید
آیا
نازوناست

خسرو سلیمانی هایکو 11

غوک
می جهد
بر صفحه ی مانیتور

خسرو سلیمانی هایکو 12

برای دختر
خواستگار
بی اندیشه ی پدر

خسرو سلیمانی هایکو 13

سَمت مُطالعه خزیده ای
همین ات کم
حلزون

خسرو سلیمانی هایکو 14

زن
حلزونِ چند میلیون ساله
گردن آویزش

خسرو سلیمانی هایکو 15

روز برفی
میان من و سکوت
صداهای دور

خسرو سلیمانی هایکو 16

در باغچه
شعاع نور
تندی حلزون

خسرو سلیمانی هایکو 17

ماهی
نسیب گربه
از پیش آمدن

خسرو سلیمانی هایکو 18

دماوند
نمی شناختم ات
اگر برفی نداشتی

خسرو سلیمانی هایکو 19

دفتر خُرده حساب
سرگرم سُرودن
در این روز بهاری

خسرو سلیمانی هایکو 20

ماه نیمه
برهم می فشارد پلک
دور از خوابگاه

خسرو سلیمانی هایکو 21

خشمی وصف ناپذیر
آرام گرفتم
از خواندن وزغ

خسرو سلیمانی هایکو 22

سرکه ی ناب
به یاد می آید
میوه وازده

خسرو سلیمانی هایکو 23

بعد از مسافران
زادگاهم
سرسبزتر

خسرو سلیمانی هایکو 24

در مسیر کوهستانی
هم صحبت ام شد
جسمم

خسرو سلیمانی هایکو 25

چمن زار
خَم می شَوم
در برابر بید

خسرو سلیمانی هایکو 26

بعد از ظهر
زنم خفته
فرزندم میهمان است

خسرو سلیمانی هایکو 27

تابستان
سوراخ هایی در زمین
چون اثر مَته

خسرو سلیمانی هایکو 28

تخته سنگ
نمناکی
در چاله اش

خسرو سلیمانی هایکو 29

پروانه
این چه رفتاریست
با سایه ات

خسرو سلیمانی هایکو 30

پیچک
از داربست
اندکی پیدا

خسرو سلیمانی هایکو 31

پُل تازه ساز
بید کهن را
توجه ای

خسرو سلیمانی هایکو 32

زود رسیده ام
سرقرار
جیک جیکِ گنجشکان

خسرو سلیمانی هایکو 33

بازگشت به مسیر
باریکه راه
پوشیده از گیاه

خسرو سلیمانی هایکو 34

گیاه خُرد
ولی
کدو قلیانی اش نامم

خسرو سلیمانی هایکو 35

عنکبوت
تمام روز
تماشاگر غوک

خسرو سلیمانی هایکو 36

رگبار تابستانی
دستش را می کشد
گدا

خسرو سلیمانی هایکو 37

عمرم چند دهه
عمر این غوک
از ازل

خسرو سلیمانی هایکو 38

خانه تازه ساز
عشقه
از روزگار قدیم

خسرو سلیمانی هایکو 39

پُر گو
ماه چند شبِ پیش
کامل

خسرو سلیمانی هایکو 40

شاخی خمیده
هشدار می دهد
پیچ تند را

خسرو سلیمانی هایکو 41

از ابر
هوایی خنک می بارد
انجام خرده کار

خسرو سلیمانی هایکو 42

 
هایکو یک