فصل بهار

از بنفشه ها
یکی را در نظر گرفتم
آغازین روز سال

خسرو سلیمانی هایکو 1

خاک باغچه
نرم بر می آید بیلچه
چه شادی آور است

خسرو سلیمانی هایکو 2

پارس سگ
فرو می ریزد
شکوفه ی هلو

خسرو سلیمانی هایکو 3

خوب خیس می خورد
جاروی حصیری
همه ی سال پیش روست

خسرو سلیمانی هایکو 4

یکی مرغابی به کاوش
دیگری به تماشا
زیر آفتاب عصر

خسرو سلیمانی هایکو 5

بنفشه ای که به کاشتن نیامد
گل آورده
میان اضافه خاک

خسرو سلیمانی هایکو 6

گرمای بهار
درهم آمیخته
صدای گوناگون

خسرو سلیمانی هایکو7

آه
کاری فرومایه
در این صبح بهاری

خسرو سلیمانی هایکو 8

شبنم صبح گاهی
انگشتان فرزندم
در بستر

خسرو سلیمانی هایکو 9

ببین
پروانه
لباس ابریشمین همسرم را

خسرو سلیمانی هایکو 10

پروانه ای در محوطه
اسبی که:
باید رام شود

خسرو سلیمانی هایکو 11

دانه ی عرعر
اینجا
در اطاق فرزندم

خسرو سلیمانی هایکو 12

خشک سال
برتنِ مترسک
جامه ی نو

خسرو سلیمانی هایکو 13

بهار در خانه ام
با این حال
احساس تنهایی

خسرو سلیمانی هایکو 14

گُل
گُل
فقط همین را می گویم

خسرو سلیمانی هایکو 15

بامداد
پرتوی خورشید
به این سو می فرستد کلاغ را

خسرو سلیمانی هایکو 16

در اطاقم
شعاع نور
از پریدن کلاغ

خسرو سلیمانی هایکو 17

این همان
برگ پارسالی ست
بازگشته برای امسال

خسرو سلیمانی هایکو 18

بعد از ظهر
همه جا ساکت
جز ذهن

خسرو سلیمانی هایکو 19

بر انگشتم
کفش دوزک
از دوران کودکی

خسرو سلیمانی هایکو 20

کلاغ
به خانه ام بیا
دیگر جوجه ای ندارم

خسرو سلیمانی هایکو 21

رگبار بهاری
مرا
به یادِ رفتن انداختی

خسرو سلیمانی هایکو 22

گُلبرگ ها نیز
جارو می شوند
کمی ملایم تر

خسرو سلیمانی هایکو 23

نگاه
از علفی بر علفی
ناگاه عزم رفتن

خسرو سلیمانی هایکو 24

برگل بنشین
جستجویت چیست
پروانه

خسرو سلیمانی هایکو 25

در ماهی تابه
ابر بهاری
روغن اضافه می کنم

خسرو سلیمانی هایکو 26

ساعتی پیش غرق کار
اکنون
مجذوب گُل

خسرو سلیمانی هایکو 27

آزمایش علوم
اکنون برای پسرم
خیس می خورند دانه ها

خسرو سلیمانی هایکو 28

از صدایش کاست
آوازخوان
کنار شکوفه ی هلو

خسرو سلیمانی هایکو 29

خرداد ماه
نازک تر شده لباس ها
روی بند

خسرو سلیمانی هایکو 30

فوق العاده اند
گوجه سبز ها
نه ساله است پسرم

خسرو سلیمانی هایکو 31

نُخستین روز سال
گُلی رُسته
کنار جوی

خسرو سلیمانی هایکو 32

نوک سوزن
نسیم نوازشگر
برآن نیز

خسرو سلیمانی هایکو 33

هجوم کار فصلی
بسیاری چیز
دور از خاطر

خسرو سلیمانی هایکو 34

ابر باران زا در شتاب
این پائین
زیبا روی

خسرو سلیمانی هایکو 35

بعد از تندبار
باریدن
بید

خسرو سلیمانی هایکو 36

آبشار
گاهی افکارم
گاهی ریزشِ آب

خسرو سلیمانی هایکو 37

تنها من
پیر نمی شوم
گل های فراوان نیز

خسرو سلیمانی هایکو 38

سُرفه ی خُشک
این نیز
از شکوفه بهاریست

خسرو سلیمانی هایکو 39

تنها
صخره ای که بر آن نشسته ام
باقی مه

خسرو سلیمانی هایکو 40

روز بهاری
نگاه کن آن زیبا روی را
چه سخت کار می کند

خسرو سلیمانی هایکو 41

دلبرم
با این قساوتت
ببین به خوابم می آیی

خسرو سلیمانی هایکو 42

بازدید کننده را ببین
فرو در عمق تابلو
کنار زیبا روی

خسرو سلیمانی هایکو 43

تنه ی خمیده چنار
نظاره ی عابرینی که :
خَم می شوند

خسرو سلیمانی هایکو 44

تفرج گاه
پروانه ها می خواهند
هرجائی بنشینند

خسرو سلیمانی هایکو 45

بین هوا و آب را
مرز می کشد
قویی سپید

خسرو سلیمانی هایکو 46

آب زلال
در عمق
جریان ماسه ریگ

خسرو سلیمانی هایکو 47

روزی خاص
رهگذر را
همان هوای پیشین

خسرو سلیمانی هایکو 48

ببین دلبرم را
به هر چیزی می پردازد
چه پُر مشغله است

خسرو سلیمانی هایکو 49

بسی به من نزدیکی دلبرم
این جا را ببین
این گیاه خُرد را

خسرو سلیمانی هایکو 50

از مه غلیظ
چیزی باقی
در شکاف تخته سنگ

خسرو سلیمانی هایکو 51

برف آب شده
شکاف تخته سنگ را پُرکرده
ریشه ی ابریشمین

خسرو سلیمانی هایکو 52

طنین باد گرم
آزمایش پس می دهد
بادسنج حصیری

خسرو سلیمانی هایکو 53

سال نو
مورچه ها
روبوسیشان بیشتر شده

هومن سلیمانی هایکو 54

باد ساحلی
بافته های حصیری را می خواهد
سماجت می کند

خسرو سلیمانی هایکو 55

کاپ بیستم
بعد از ده سال
تنها کوزه ای گُل

هومن سلیمانی هایکو 56