به خلوتم می آیی
گرما
با این حال درکم نمی کنی

خسرو سلیمانی هایکو 1

وقت را می پرسم
جوابِ عابر
به هوای سرد

خسرو سلیمانی هایکو 2

نوشیدن از چشمه
کاسه می شود
دست مردم شهری

خسرو سلیمانی هایکو 3

درختان عرعر
ارواحی هزار ساله
تا آمدن بهار

خسرو سلیمانی هایکو 4

غروب
سوسک شاخک بلند
کنار جاده

خسرو سلیمانی هایکو 5

جاوید زیسته
شبنم
بر گُلی دیگر ننشسته

خسرو سلیمانی هایکو 6

جوانه ی پاییزی را
آیینه ای
ماه عصر

خسرو سلیمانی هایکو 7

بوته زار
وجد
از جهیدن خرگوش

خسرو سلیمانی هایکو 8

امسال
خسارت از تندبار
اندک

خسرو سلیمانی هایکو 9

همین ماه
به زودی
ماه پاییزی

خسرو سلیمانی هایکو 10

میان بگومگو
غازهای مهاجر
در خطوطی منظم

خسرو سلیمانی هایکو 11

نِجات یافته
دست در مویش می برد
به هوش نیامده

خسرو سلیمانی هایکو 12

ببین چطور
شیرینی را به خود می گیرد
غوره

خسرو سلیمانی هایکو 13

بر پشت مرد
علفِ صحرا
زیر لب اش ذکر

خسرو سلیمانی هایکو 14

نقاش
ساقه علفی نقش زده
مردِ محترمی شده

خسرو سلیمانی هایکو 15

پرتاب ماهی
آن را ارزیابی می کند
گربه

خسرو سلیمانی هایکو 16

خانه قدیمی
درکوزه
مقداری بذر

خسرو سلیمانی هایکو 17

زنان شالی کار
همگان
چون یکی

خسرو سلیمانی هایکو 18

ماه نو
بریدگی
بر انگشت

خسرو سلیمانی هایکو 19

صبح ظهرشب
همه
در حیاط خانه

خسرو سلیمانی هایکو 20

فکراز سر پرید
ناپدید شد
مگس

خسرو سلیمانی هایکو 21

تقاضای گدا
بی اثر
زیر سرو

خسرو سلیمانی هایکو 22

سنجاقک نیمه جان
خُشک
از هم اکنون

خسرو سلیمانی هایکو 23

آسمان
وسیع
پیش از این ماه گِرد

خسرو سلیمانی هایکو 24

کوهستان شمالی
در خاطر مانده
گَزَنه

خسرو سلیمانی هایکو 25

اشاره ی انگشت
موج برداشت
افکار

خسرو سلیمانی هایکو 26

نیمه شب تابستان
از هر جانب
خش خشی

خسرو سلیمانی هایکو 27

به سنگ خورده غوک
پرواز سنجاقک
ختم به او

خسرو سلیمانی هایکو 28

ماه
درخشان
از تشویق

خسرو سلیمانی هایکو 29

رُویت مهتاب
حرفیم بر نیامد
خُنکا

خسرو سلیمانی هایکو 30

جیک جیک گنجشک
بی وقفه
شیرین می شود غوره

خسرو سلیمانی هایکو 31

کلاغ جار
معلوم ات نیست
این فاخته ی من است

خسرو سلیمانی هایکو 32

آفتاب عصر
آدم برفی
چَشم بر بینیِ اش دوخته

خسرو سلیمانی هایکو 33

 
هایکو سه