غرغرکنان
می چرخد دور تنگ
ماهی قرمز

رها محمدی(ف.ش)

باد پاییزی
لای دفتر خاطرات
برگ زرد سوسن

رها محمدی(ف.ش)

دل رود فرو ریخت
پایی ظریف
به آب زد

رها محمدی(ف.ش)

بلندای کوه
سلام می دهد ماه را
گرگ پیر

رها محمدی(ف.ش)

گوشه ایوان
پنهانی می رقصد
قاصدک

رها محمدی(ف.ش)

شامگاه پاییز
پچ پج همسایه
خش خش برگ

رها محمدی(ف.ش)

جنگل بکر
می نوشد از ماه برکه
بچه گرگ

رها محمدی(ف.ش)

قطره ی بارون
می نوشد زنبور
از گل سرخ

رها محمدی(ف.ش)

در آسمان
گرد و خاکی برپا
فرش پاییزی

رها محمدی(ف.ش)

تابستان
سنگینی لباس زن
کند می چرخد عقربه

رها محمدی(ف.ش)

اندوه
گوشه ای از برکه
قویی سپید

رها محمدی(ف.ش)

پاییز
مردی هم آواز باران
در مه تبر می زند

رها محمدی(ف.ش)

با یک فوت
خاموش شدند
شمع ها روی کیک

رها محمدی(ف.ش)

غروب پاییزی
درخت کاج
خالی از کلاغ

رها محمدی(ف.ش)

آسمان پاییزی
گاز زده گوشه ماه را
پلنگی

رها محمدی(ف.ش)


 
سال نو
مورچه ها
روبوسیشان بیشتر شده

هومن سلیمانی 13 ساله

کاپ بیستم
بعد از ده سال
تنها کوزه ای گُل

هومن سلیمانی 13 ساله